نفرین
یکشنبه 25/2/91 7:55 عصر| موشی اس ام اس عاشقانه | نظر
آهای تو،آره تو...
خودتو به نفهمی نزن مثل همیشه،میدونم اومدی ببینی چی نوشتم...
فکر نکن دلم هواتو کرده و دلتنگتم.یا مثلا ازرفتنت ناراحتم و داغون...
نه...نه خیال باطل نکن.
اومدم فقط نفرینت کنم.فقط بخاطر دروغایی که باهاشون تا کردم و به روت نیوردم.همه حرفای دروغی که حتی دوستت دارمشم توشون بود.
فقط یه نفرین واست میکنم اونم اینکه خدا اونیکه دوستش داری رو ازت بگیره،تو داغش رخت سیاه تن کنی و یه عمر بچسبی به خاک تیره و فقط صدای حرفای گذشته اش تو گوشت باشه.یه عمریتیم بزرگ کنی و نفرینم پشت سرت باشه.همین واست کافیه-بقیه اش رو سپردم به اونیکه اون بالا شاهده همه چیزه.همین...
اطلاعیه
شنبه 12/9/90 7:43 عصر| اس ام اس های پــ نه پــ سری14, اس ام اس پ ن پ, اس ام اس پـ نه پـ | نظر
نامه تلخ خداحافظی
یکشنبه 3/7/90 12:0 عصر| اس ام اس, اس ام اس ادبی, اس ام اس ادبی جدید, اس ام اس ادبی مرداد | نظر
درک شرایط زمانی و قبول واقعیات برای انسان چراغی است برای ادامه ی راه،
اگرچه من در پایان این راه هستـم. شرایط امـروز و گـفتـن حـقـایق مـن را بر آن
داشت که برای آخرین بار دست بـر قلـم بـرده و نـامه ی خـداحـافـظـی بـرایـتـان
بنویسم،حتمـأ شما تلخ بودن قلم را به خوبی خود خواهید بخشیـد. تکرار بیان
برخی موضوعـات گاهـی باعـث دلـزدگی فـرد از موضوعی می شود، اگـرچه که
آن موضوع اساس هستی یا همان عشق باشد.بنابراین از تکرار بیان عشقمان
و بیان سختی های آن پـرهیز می کنم. اگرچه لذتـش بـس وصـف ناپذیر بـاشد.
لیلا! ادامه ی وضعیت موجود امروز برایم دیگر امکان پذیر نیست،زیرا من تمام
راه هایی را که می شد به نتیجه رسید را امتحان کرده ام، ولی شما خود نیـز
می دانید که نتیجه اش چیزی جز بدتـر شدن شرایـط نبود. من از تصـویر صورت
شما در هنگام خواندن این نامه با خبر نیستم،و نمی خواهـم سرخـی صورت
شما را از بیان برخی موضوعات تصور کنم.ولی باید یادآوری کنم که اعتماد بین
طـرفین یکی از مهمترین اساس دوستی و عشق است. کسـی کـه عشـق را
امضا می کند ،مطمئنأ به آن وفادار خـواهد بود و من نیز وفـادارم، شما چطور ؟
بی انصافی است اگر همه ی مشکلات را به گردن شمـا بیندازم،و من اعتـراف
مـی کنـم کـه گـاهی اوقـات بـا از یـاد بـردن شـخصیت طـرف مـقابلم دسـت به
کارهایی زدم که جزئی از ریشه را برید.من امروز به خاطـر چیـزهایی که شما
فکـر می کنیـد اذیت بوده و شما را ناراحـت کرده معـذرت می خواهـم و طلـب
بخشش دارم،البـته شما می توانید من را نبخشید.من احساس پشیـمانـی
برای هـیچ کـدام از کـارهایم نـمی کنم ولـی مـعـتـقـدم که در بــعضی مواقـع
تنـدروی کرده ام. ای کاش دیگران نیز جرأت بیان اشتباهات خود را داشتـنـد.
من امروز تصمیم خود را گرفته ام و میخواهم برای همیشه به آن وفادار بمانم.
آری! دیگر به روی هیچ نامحرمی لبـخنـد نـخـواهـم زد، دیگـر قـلبـم بـه خـاطـر
هیـچ نامردی نخواهد تپید، دیگر چشمانم به خاطر هیچ بی عاطفـه ای اشـک
نخواهد ریخت، دیگر نگاهم را به بیکران نخواهم دوخت و منتظر نخواهـم ماند.
انتظارم پایان یافته،دیگر گمشده ای ندارم که به خاطرش دلنگـران و چــشــم
انتظار باشم.مـن امـروز ناراحتـم. ولی قـسم به یـزدان که از کسی کیـنــه ای
بـه دل ندارم.من شکایت های خود را به درگاه خدا خواهم برد. اوست شاهـد
و ناظـر. مـن بـا او مـعـامـلـه کـرده ام، دیـگـران چـه کـاره انـد ؟
دارم تلخ می نویسم،تلخ ...زیرا دلشکستگان را،راهی بجز تلخ گویی نیست
مـن این نامه را برای شمـا نـوشتـم و حرف های خود را زدم. بقیه اش بمـاند.
مرا سّری اسـت کـه بـا هـمـگان نـتـوان گـفـت ...
من به برکات همنشینی با شما امروز دریافتم که عشق دروغی بیش نیست
و مـجـنـون و فـرهـاد دیـوانگانی بودند کـه دوسـت داشـتـنـد خود را آزار دهـنـد .
در آخر بـه این نتیـجه می رسم که دیگر دست بردارم و به آینده چشم داشته
باشم.سربلندی و سرافرازی شما افتخاری است برای من و همیشه موفقیت
نازنینم را خواستارم.
و با این اوصاف سکوت را بر فریاد ترجیح می دهم.
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر
به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه ؟!
من از یادت نمی کاهم.
یه بار دیگه فرصت بده
پنج شنبه 27/5/90 10:48 صبح| اس ام اس مخصوص طرفداران پرسپولیس, اس ام اس مخصوص پرسپولیس, اس ام | نظر
یه بار دیگه فرصت بده ، نذار که تنها بمونم
نذار بازم از قافله ، به خاطرت جا بمونم
فکر نکنی که من بدم ، روی تو بست چشماشو بخت
این عشقو آسون ندارم ، تو چنگ آوردم خیلی سخت
دوسِت دارم به اون خدا ، به اون که می پرستمش
عهد خودم رو با خودش ، به خاطرت شکستمش
حالا می خوام فدات کنم ، بگو به من حرفی داری
ترسیدی که یه وقت بازم تو غصه ها کم بیاری
نگو که خامت می کنم ، واسه پر آوازه شدن
نگو به من می ترسم از ، یه بار دیگه ساده شدن
می خوای بگی دوسم داری ، ولی نمیذاره چشات
می ترسی تکراری بشه ، تجربه ی تلخ شبات
دوسِت دارم به اون خدا ، به اون که می پرستمش
عهد خودم رو با خودش ، به خاطرت شکستمش
گفتم که دردای منو ، دیگه فقط تویی طبیب
منم که کامل می کنم ، اون تیکه ی نصفه ی سیب ...
صدها هزار نفرین ، بر آن نگاه اول
پنج شنبه 27/5/90 10:47 صبح| اس ام اس, اس ام اس باحال, اس ام اس زیبا و احساسی, اس ام اس عاشقا | نظر
آغاز دل سپردن ، اول نگاه من بود !
سرگشته و پریشان ، در جستجوی کویش
این خرقه گدایی ، تنها گواه من بود
هر کس شراب نوشید ، مستوجب فنا شد
دستان پر زمهرش ، هم تکیه گاه من بود
فرهاد همچو مجنون ، راه وصال گم کرد
راهی که رفته بودند ، آن راه ، راه من بود
تاریک و تار چون شب ، پس کوچه های امید
فانوس دیدگانش ، نور پگاه من بود
زنجیر کرده بودند ، رندان با وفا را
مژگان بی مثالش تنها پناه من بود
روزی که گردن عشق ، بر دار کرده بودند
تنها صدای آنجا ، فریاد آه من بود
در دادگاه عشقش ، محکوم حکم مرگم
شاید که بی گناهی ، تنها گناه من بود
چرا تو ای شکسته دل ! خدا خدا نمی کنی ؟
پنج شنبه 27/5/90 10:43 صبح| اس ام اس, اس ام اس باحال, اس ام اس زیبا و احساسی, اس ام اس عاشقا | نظر
چرا تو ای شکسته دل ! خدا خدا نمی کنی ؟
خدای چاره ساز را چرا صدا نمی کنی ؟
به هر لب دعای تو ، فرشته بوسه می زند
برای درد بی امان ، چرا دعا نمی کنی ؟
ز پرنیان بسترت ، شبی جدا نبوده یی
پرند خواب را زخود ، چرا جدا نمی کنی ؟
به قطره قطره اشک تو ، خدا نظاره میکند
به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی ؟
سحر زباغ ناله ها ، گل مراد می دمد
به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی کنی ؟
ز اشک نقره فام خود ، به کیمیای نمیشب
مس سیاه قلب را چرا طلا نمی کنی ؟
خیانت عشق
سه شنبه 25/5/90 12:58 عصر| ارسال اس ام اسارسال پیامکارسال پیام کوتاهاس ام اس ایراناس ام اس | نظر

از همه گذشتم به خاطر تو ، چشمهایم را بر روی همه بستم به عشق چشمهای تو
دیگر قلبم را به کسی ندادم به هوای داشتن یکی مثل تو
گفتم حالا که عهدی بستم و عهدی با من بستی ، وفادار بمانم و عشقم را به تو ثابت کنم
گفتم حالا که دوستت دارم و تو نیز گفته ای که مرا دوست داری تا نفس دارم با تو بمانم
روزها گذشت… روز و شبم با عشق و محبت های پوچت گذشت
من میگفتم از رویاهایم ، تو میخندیدی به آرزوهایم!
درد دلهای بی جواب ، چند شب است نیامده به چشمهای خواب ، عشق اینگونه جواب مرا داد ، تو به من پشت کردی و همان دلخوشی های پوچت، زندگی ام را بر باد داد!
روزی آمد که دیدم دستت درون دستهای کسی دیگر است ، قلبت مال من نیست و در کمین بیچاره ای دیگر است ، قلبت شلوغ شده و زندگی ات تباه ، نمیدانم چرا تو آمدی و مرا شکستی ، من که نکرده بودم گناه!
تو لایقم نبودی ، حالا دیگر بی ارزشتر از آنی که حتی لحظه ای به تو فکر کنم ، برو که نمیخواهم فکرم را حتی با خیال بی خیالی تو خراب کنم!
این را نوشتم نه به خاطر اینکه به یادت هستم ، خواستم بگویم که بدون تو اینک خوشبخترین عالم هستم
خواستم بگویم که قلبم مال یکی است که حتی یک تارموی او را هم با یکی مثل تو عوض نمیکنم، تمام دنیا را به من بدهند او را ترک نمیکنم، او جایش تا ابد در قلب من است ، هیچگاه به عشقش شک نمیکنم ….
یک روز میرسد قلبت را میشکنند ، تنها میمانی ، پشیمان میشوی ، در به در کوچه و خیابان میشوی و در حسرت روزهای با من بودن میمیری….
آخه چه جور دلت اومد ...؟
دوشنبه 24/5/90 1:18 عصر| | نظر

آخه چه جور دلت اومد تنهام بذاری و بری؟ آخه مگه حرفی زدم ،زخم زبونی من زدم؟ آره همش بهانه بود ،مسئله یار دیگه بود! دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود! برو با یارت عزیزم رها کن این تن منو... الهی صدساله بشه عشق قشنگت عزیزم! اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری... که مثله من اسیربشه ،آواره از خونه بشه... منم یه قول بهت میدم ،یه روز فراموشت کنم! قلبمو سنگیش بکنم،عشقتو خاکستر کنم! اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی... بگو که مثله من بشه ،زجر جدایی بکشه!!!
شک نکن
دوشنبه 24/5/90 1:15 عصر| هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به ع | نظر
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
نمی دانم چه زمانی می آیی ...
دوشنبه 24/5/90 1:13 عصر| | نظر
نمی دانم چه زمانی می آیی ...
نمی دانی هر روز که می گذرد چشم انتظاری من بیشتر می شود
آیا دلت همچون دل من که در پیش توست ، در گروی من است ؟
آیا در انتظار دیداری آغازین با من هستی؟
فرصتهای من گذشتند ، اما برای آن ها دلم تنگ نشد
اما هر لحظه دلم برای تو و آمدنت تنگ می شود
آیا دل تو هم برای این دلتنگ عاشق تنگ می شود ؟
نمی دانم چه زمانی می آیی ...
و مرا از این غربت سردی که وجودم را فرا گرفته رها می سازی
باز هم نمی دانم ... اما بدان غربت دلم تنها تو را می خواهد و بس!!!
آرشیوها
غیرآرشیویها
-
اطلاعیه
نامه تلخ خداحافظی
یه بار دیگه فرصت بده
صدها هزار نفرین ، بر آن نگاه اول
چرا تو ای شکسته دل ! خدا خدا نمی کنی ؟
خیانت عشق
آخه چه جور دلت اومد ...؟
شک نکن
نمی دانم چه زمانی می آیی ...
خیلی دوست داشتم
تنها حرف دلم
حال و هوای داشتنت
بی قرارم
چرابی خبر رفتی؟
به من فرصتی دوباره بده
[همه عناوین(56)][عناوین آرشیوشده]
پیوندها
-
در قیر شب از کتاب مرگ رنگ-سهراب سپهری
دود می خیزد-سهراب سپهری
سپیده-سهراب سپهری
جان گرفته-سهراب سپهری
خراب-سهراب سپهری
سرگذشت-سهراب سپهری
خواب تلخ-سهراب سپهری
یادبود-سهراب سپهری
لولوی شیشه ها-سهراب سپهری
همیشه-سهراب سپهری
صدای پای آب-سهراب سپهری
واحه یی در لحظه-سهراب سپهری
چشمان یک عبور-سهراب سپهری
دانلود کتاب(متن کامل وصیت نامه دکتر علی شریعتی)
دانلود کتاب(علی حقیقتی بر گونه اساطیر)دکتر علی شری
با باور تو-نامه عاشقانه
دیوانگی و عشق(داستان)
لحظه دیدار
تنها تو را میخواهم(نامه عاشقانه)
هنوز باور ندارم(نامه عاشقانه)
داستان عاشقانه بهار